( تصویرمتن از سعید...2سال قبل)

( تصویرمتن از سعید...2سال قبل)
......................................................
من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی
مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی
مهر دستان تو دنبال دعایی میگشت
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی
ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی
از همین نغمه تاریک مرا ترساندی
بر لبت نام خدا بود-خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی
دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی
قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی
جمع کن:رشته ایمان دلم پاره شدست
من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی
)دلنوشته های سعید...؟؟؟)
دیدگاه ها (۹)

شعر : تسبیح من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی مشت بر مهره تن...

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندیمشت بر مهرهٔ تنهایی من پیچان...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهایی من پیچا...

من که تسبيح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهايی من پيچا...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندی, مشت بر مهره تنهایی من پ...

من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی مشت بر مهره تنهایی من پیچان...

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی مشت بر مهره ی تنهایی من پی...

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندیمشت بر مهره ی تنهایی من پیچا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط