بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت چهل سه🍷🗡


دستمو تو سینم قفل میکنم و خیره نگاهش میکنم

نگاه خیرمو که میبینه آروم می‌ره زیر پتو و ملافه رو روی خودش می‌کشه!

+طعم ل‌ب‌ت خوبه دوست داشتنی

با چشمای عصبی بهم نگاه می‌کنه...
ولی چشماش دیگه ترسیده
مخالفت نمیکنه

آروم میگه
+خوابم میاد ، برو بیرون گوریل!

کنارش میشینم‌
موهای چتریشو از صورتش کنار میزنم
لب میزنم
_میخوایم‌بریم بگردیم

با لجبازی میگه
+من نمیا...نه بریم کی میریم؟

نیشخندی میزنم
می‌دونم میخواد بره بیرون و منو‌ دور بزنه
اما نمیدونه بادیگاردا پشتمون‌ میان

+تو که گفتی نمیام پس نمی‌ریم!

سریع صاف میشینه
لب میزنع
_نه من منظورم این بود الان بریم

با تای آبروی بالا رفته نگاهش میکنم
مظلوم خیره میشه به چشمام

+بریم دیگه؟

چشمکی میزنم
_اماده شو دوست داشتنی
دیدگاه ها (۷)

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل چهار🍷🗡باشه ای میگه بلند میشه از روی تخ...

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل پنج 🍷🗡نیشخندی میزنم دستمو تکیه میدم به...

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل دو🍷🗡دکتر با دلسوزی نگاهش می‌کنه اجازه ...

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل یک🍷🗡هوفی کشیدم کلافه نگاهش کردم نمیدو...

سایه ای میان ما

سایه ای میان ما

اعتماد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط