عشق و نفرت پارت
(عشق و نفرت) پارت ۳
لویشن : خفه شو انقار نمیدونی من کیم نه
/ : مثلا شما کی هستی ها !
لویشن : من لویشن رهبر بزرگ و قوی ترین مافیایی روسیه هستم
/ : چه جالب اگه اینطوره منم رئیس کل جهانم
لویشن : شوخی ندارم ابله
* / رفت و با پاش یه لگد به لارا زد*
/ : الان مثلا زدمش می خوایی چیکار کنی
*لویشن دیگه صبرش تموم شد و رفت و یه مشت محکم خوابوند تو صورتش و پخش زمینش کرد تمام عضای ادم دزد هارو انقدر زد تا دیگه نتونن یک لحظه هم روی پاهاشون وایسن و با تفنگ یه تیر زد به رون پای رئیس ادم دزد ها لارا بخاطر بلا هایی که سرش اورده بودن بی هوش بود و لویشن اون رو پرنسسی بغل کرد و برد گذاشت داخل ماشین درازش کرد و زخماش رو باند پیچی کرد و روش پتو انداخت تا وقتی که بهوش بیاد *
(نویسنده : نا سلامتی رئیس بزرگ ترین مافیایی روسیه هستا بایدم یه ماشید بزرگ مثل لیموزین یا ماشین های بزرگ تر داشته باشه)
*تا اینکه بلخره به هوش اومد*
لارا : من کجام ، اخ چرا انقدر بدنم درد میکنه !
لویشن : زیاد تکون نخور زخمات باز میشه
لارا : اوه اره یادم اومد منو دزدیدن و این بلا رو سرم اوردن
لویشن : پس یادت اومد
لارا : وایسا تو همون ترفدار نیستی
لویشن : اره ولی خب ترفدار ساده نیستم
لارا : منظورت چیه
لویشن : خب من رئیس مافیایی روسیه هستم
لارا : شوخی میکنی
ادامه پارت بعد 🌙✨️
برای امروز این بس بریم سراغ باکودکو 😃
لویشن : خفه شو انقار نمیدونی من کیم نه
/ : مثلا شما کی هستی ها !
لویشن : من لویشن رهبر بزرگ و قوی ترین مافیایی روسیه هستم
/ : چه جالب اگه اینطوره منم رئیس کل جهانم
لویشن : شوخی ندارم ابله
* / رفت و با پاش یه لگد به لارا زد*
/ : الان مثلا زدمش می خوایی چیکار کنی
*لویشن دیگه صبرش تموم شد و رفت و یه مشت محکم خوابوند تو صورتش و پخش زمینش کرد تمام عضای ادم دزد هارو انقدر زد تا دیگه نتونن یک لحظه هم روی پاهاشون وایسن و با تفنگ یه تیر زد به رون پای رئیس ادم دزد ها لارا بخاطر بلا هایی که سرش اورده بودن بی هوش بود و لویشن اون رو پرنسسی بغل کرد و برد گذاشت داخل ماشین درازش کرد و زخماش رو باند پیچی کرد و روش پتو انداخت تا وقتی که بهوش بیاد *
(نویسنده : نا سلامتی رئیس بزرگ ترین مافیایی روسیه هستا بایدم یه ماشید بزرگ مثل لیموزین یا ماشین های بزرگ تر داشته باشه)
*تا اینکه بلخره به هوش اومد*
لارا : من کجام ، اخ چرا انقدر بدنم درد میکنه !
لویشن : زیاد تکون نخور زخمات باز میشه
لارا : اوه اره یادم اومد منو دزدیدن و این بلا رو سرم اوردن
لویشن : پس یادت اومد
لارا : وایسا تو همون ترفدار نیستی
لویشن : اره ولی خب ترفدار ساده نیستم
لارا : منظورت چیه
لویشن : خب من رئیس مافیایی روسیه هستم
لارا : شوخی میکنی
ادامه پارت بعد 🌙✨️
برای امروز این بس بریم سراغ باکودکو 😃
- ۱.۲k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط