اسیر در عشق مافیا

ᶜᵃᵖᵗⁱᵛᵉ ⁱⁿ ᵗʰᵉ ˡᵒᵛᵉ ᵒᶠ ᵗʰᵉ ᵐᵃᶠⁱᵃ
اسیر در عشق مافیا
ᴾᵃʳᵗ_³
🍷🚬
ᴘᴏᴠ: جونگکوک

بار داخل بندر لو رفته بود و فقط میخاستم دنبال مقصر این کار بگردم که گردنش رو خورد کنم

_الو نامجون سریع دوربین ها شرکت و خونه رو چک میکنی
+.........
_بار تو بندر لو رفته
+.........
_خیلی خب سریع واسم بفرست

بدون خدافظی گوشی رو قط کردم و کتم رو برداشتم و راه افتادم سمت خونه....

کتم رو انداختم رو دسته صندلی شیشه و.یس.کی رو برداشتم مو نشستم روبه روی تابلو تابلویی ک زیبا ترین دختر جهان روش نقاشی شده بود
نقاشی ک تمام زندگی من بود
تابلو ایی ک قلب من بود
شخص داخل تابلو
خدایی من بود

Pov:یونجی
در کافه رو بستم راه افتادم سمت خونه یونا زود تر از من رفته بود چون عجله داشت

دوباره رو به روی خونه مون ی ماشین دیدم اما اینبار ی دونه نبود چهار تا ماشین بودن اون همون BMW مدل بالاعه با سه تا ون
با عجله وارد خونه شدم ک با دیدن صورت غرق خ..ون بابا تمام تنم لرزید
رو با دیدن مردی ک با پوزخند بالای سر بابام بود نگاه کردم
...
سلام ببخشید این پارت سوم
میشه نظرا تتون رو بهم بگین
دیدگاه ها (۱)

🤭

ᶜᵃᵖᵗⁱᵛᵉ ⁱⁿ ᵗʰᵉ ˡᵒᵛᵉ ᵒᶠ ᵗʰᵉ ᵐᵃᶠⁱᵃاسیر در عشق مافیاᴾᵃʳᵗ_⁵🍷🚬ᴘᴏᴠ...

ᶜᵃᵖᵗⁱᵛᵉ ⁱⁿ ᵗʰᵉ ˡᵒᵛᵉ ᵒᶠ ᵗʰᵉ ᵐᵃᶠⁱᵃاسیر در عشق مافیاᴾᵃʳᵗ_⁴🍷🚬ᴘᴏᴠ...

ᶜᵃᵖᵗⁱᵛᵉ ⁱⁿ ᵗʰᵉ ˡᵒᵛᵉ ᵒᶠ ᵗʰᵉ ᵐᵃᶠⁱᵃاسیر در عشق مافیاᴾᵃʳᵗ_²🍷🚬ᴘᴏᴠ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط