دیــوارهـایــی که میـســـازی ,

دیــوارهـایــی که میـســـازی ,



هـر روز و هـر روز بیـشتـر میشـونــد . . . . !



مـِـعمـار بی احسـاس ِ مــن ؛



آخــر از کجـــا بــرای ایـن همــه دیـوار ,



پنجــره پیـدا کنـم . . . . ؟
دیدگاه ها (۴)

حال لیوان ترک خورده ای ،که پر می شود از چای داغ را می فهمی ....

هیچ کس نمی توانست مرا به کشتن دهد . . . .هیچ کس به قشنگی تو،...

همـچـون ساعـت شنی شــده ام ,کــه نـفــس هـای آخـرش را مـیـزن...

یه رفیق بودی و صدتا دردسر بودی و اما...از تو هیچوقت نبریدم ،...

دیگر نمیتوانم تحمل کنم. نمیخواهم در کنار چندین انسان پست زند...

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای توگفتم که یک غزل بنویسم برای تو....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط