Childhood love

Childhood love
Part ۴

کوک

بعد یک ساعت هردو کاملا مست شده بودیم و می‌گفتیم و میخندیم..خدمتکار ها هم رفتع بودند و عمارت از خنده های ما پر شده بود..بعد اینکه دیدیم ساعت 3 نصفه شبه و ا/ت کم کم خوابش میاد رفتیم خوابیدی


یازده صبح

ا/ت

وقتی چشمامو باز کردم از شدت مست بودنم سرم درد میکرد..اطرافمو دیدم که دیدم تو اتاق کوک رو تخت دونفره اش خوابیدیم و کوک سفت بهم چسبیده

ا/ت: کوک؟.. ولم میکنی؟.. دارم خفه میشم!.. کوک؟.. بیدار شو !..*چشماشو باز کرد*
کوک: چخبره؟..
ا/ت: خفه شدم خب
کوک: *دستمو شل کردم* ببخشید نفهمیدم
ا/ت: عیبی نداره
کوک: فکر کنم الان صبحونه آماده هست *بلند شدم و لباس پوشیدم
ادمین؛ همونطور که میدونید کوک با شورت میخوابه و محض اطلاع ا/ت هم با یک لباس خواب
ا/ت:میگم..دیشب..ما...اهم اهم..نکردیم؟
کوک: *قهقه*... نه بابا ما تا افتادیم رو تخت دو تامون هم غش کردیم از خواب الودگی.. من میرم تو هم آماده شو و بیا..لباس خواب سکسی ای داری *چشمک شیطنت آمیز*
ا/ت؛*تا خواستم بالش رو سمتش پرت کنم رفت.. این کجاش سکسیه؟.. فقط یکم پیراهن خوابه که تا ران هامه و از بالا تنه هام فقط تا بالای سینه ام رو گرفته خیلی منحرففف و جذاب شده..خیلییی..*وقتی آماده شدم رفتم و سر میز غذا خوری و نشستم رو به روی کوک..یک شلوارک لی و یک تی شرت صورتی پوشیده بودم ..کوک هم یک شلوار راحتی طوسی و زیر پیراهن مشکی*

ا/ت

خدمتکار ها بشقاب های غذا رو آوردن و شروع کردیم به خوردن خیلی گشنم بود و با لذت بشقابمو تموم کردم کوک هم داشت وضعیت کمپانی ها رو چک میکردم و با عینکی که زده بود خیلی جذاب شدع بود. منم با گوشیم ور میرفتم و قرار داد هامو چک میکردم که کوک حواسش به من افتاد

کوک: چه زود..
ا/ت: آخه خیلی گشنم بود
کوک: اونطوری که تو دیشب غذا خوردی و بعدش مجبورم کردی باهم مشروب بخوریم معلومه خیلی شکمویی
ا/ت: یه کوچولو 🤏🏼
کوک یک کوچولو ؟😂 *اشارع به دست ا/ت*
ا/ت: ارع😂..
کوک: وضعیت کمپانی هات چطورع
ا/ت:... *براش چندتا نمودار و قرار داد ها رو فرستادم..خودت ببین😏
کوک؛ اوو نه خوشم اومد..*یک روزی با هم قراداد ببندیم میترکونیم*
ا/ت:برنامه چیه
کوک: الان ساعت یکه تا ساعت 4 آزادیم..بعدش میرسیم به پارتی من
ا/ت: اوو پس من میرم خونه
کوک: الان؟
ا/ت: آرع..باید بریم آماده شم
کوک: باشه پس میبینمت..*اشارع کردن به بادیگارد که بره به راننده بگه آماده شه منو برسونه*..خداحافظ
ا/ت: خداحافظ
دیدگاه ها (۰)

Childhood love Part ۵*5:08**مهمونی*کوکیک ساعت از شروع مهمونی...

Childhood love Part ۳ا/توقتی لباشو رو لبام گذاشت خشکم زد..آر...

Childhood love Part۲ا/ت: *گونه هام قرمز شد* من؟کوک: آره..مگه...

Childhood Part ۴ا/تخدمتکار ها بشقاب های غذا رو آوردن و شروع ...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط