من درباره ی تو به آن‌ها نگفته‌ام...

من درباره ی تو به آن‌ها نگفته‌ام...
اما تو را دیده‌اند ...
که در چشمانم شنا می کنی...
من درباره ی تو به آن‌ها نگفته‌ام...
اما تو را در کلماتم دیده‌اند...
عطرِ عشق...
نمی‌تواند پنهان بماند‌‌‌...
#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۱)

و چشم های تو...همان کافه ی دنجی است که...قهوه هایش حرف ندارد...

وقتی کسی حرف از رفتن می زند...مدت هاست رفته!فقط می خواهد مطم...

ساعتت را بُرده‌اند ...دستت را تکان می‌دهی...مثلِ همیشه...می‌...

راه رفتم...بغض کردم...زیر باران ترشدم...هی به یاد آوردمت...و...

من درباره تو چیزی به آنها نگفته ام ؛ اما تو را دیده اند که د...

.تو را من دیده ام با او ؛ بماند حالُ احوالم ..به هم می آمدید...

بی نهایت دوستت دارم ، اگر باور کنیمی توانی این سند را، ثبت د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط