چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی"

چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی"
دفتر پر غزل خاطره هایم "تو شدی"

درسرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم"تو شدی"
دیدگاه ها (۰)

خنده ات را بہ جان خـریدارمعاشقــم دل سپرده اے زارم…… گاه گا...

تقدیم به تمامی مادران چه اونهایی که دربین مانیستند وچه اونها...

من واقعا از وضعیتم خبر ندارم، هم دلم می خاد تا فردا صبح بی و...

من از اینکه هی منو نفهمین و مجبور باشم همش خودمو براتون توضی...

"آمدی مهرت به دل افتاد و جانانم شدینه فقط معشوقه و جانانِ من...

بنویسیم روی خاک رو درخترو پر پرنده رو ابرا بیا بنویسیم روی ب...

32

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط