همه با هم :)

همه با هم :)
پارت ²
ات : تهیونگ میای بریم بیرون؟
ته: کم مونده تا تمریناا
ات : اوه آره راس میگی‌ بعد تمرین بریم
ته : باشه
هوبی : ات یک لحظه میای تو اتاق؟
ات : هوم باشه
جیهوپ در اتاق رو بست و ات رو توی دیوار گیر انداخت
ات : چ..چیکار میکنی؟
هوبی : فکر کنم باید پشیمون شی
ات : برای چی‌؟
هوبی : برای اینکه ته رو ب من ترجیح دادی ( کنار گوشش و با صدای بم )
جیهوپ ات رو انداخت روی تخت و عمیق لباشو مک میزد که یهو تهیونگ در اتاق رو باز کرد. ( وایییییی )
ات جیهوپ رو هل داد تا از روش بلند شه
ته : ا..ت
ات : ت..تهیونگ م..من
تهیونگ از اتاق خارج شد و با عصبانیت از خونه رفت بیرون
ات: تهیونگ تهیونگ!!!
نامی : چیشده؟
ات : ببخشید نامجون الان کار دارم
نامی : واا این چش بود؟
کوک: شوگااا بیا صبونهههه کشتی ما رو
نامی: واااا
جین: بریم تمرین؟
کوک : باید تهیونگ و ات و شوگا بیان
جین : بله بله
ادمین ویو
بریم ببینیم ات و تهیونگ کجان اصن اون ور دنیان😭😂
+ تهیونگ تیهونگگگگ
× چیه ها؟ میخوای چیزی بگی‌؟ اینکه هنوز روش کراش داشتی‌؟؟ من خرت بودم؟
+ ن...نه تهیونگ ....
× برو برو پیش عشقت
+ اینطور نیست...
× چطوره پ ها؟ خیلی عمیق داشتی می‌بوسیدش باز خوب شد اومدم واگرنه الان یه بچه توی اتاق بود ( برین نمازتونو بخونین )
+ ( شروع کرد به گریه کردن )
× ( سعی برای اهمیت ندادن )
+ ب..ببخشید ( گریانننن )
× باشه حالا گریه نکن
+ ( هنو داره گریه موکونه )
× اوووف ( رفت و بغلش کرد )
× گریه نکن
+ میبخشی؟‌؟
× ببینم چی میشه
+ مرسیییی ( پرید بغلش )
× بریم خونه؟ داره بارون میگیره
+ باشه بریم



پارت ³ به زودی :)
میدونم این پارت کم بود ببخشید :)
دیدگاه ها (۳)

پارت۴

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ششم]تهیونگ بلاخره رسید ، اون ده د...

مربی موتور سوارpart 6 ویو ات .۱ هفته وقت داشتیم برا تمرین با...

پارت 23 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍که هیون اومد و رفت همه اتاق هارو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط