عشق را با نیستی سودا بود

عشق را با نیستی سودا بود
تا تو هستی، عشق کی پیدا بود

عشق می‌جوید حریفی سینه چاک
کو ندارد از فنای خویش باک

عشق در بند آورد عقل تو را
تا نماند در دلت چون و چرا...
دیدگاه ها (۲)

یار مرا که او شده یار دگر چرا طلبمن که بدیدمش به دل عشق دگر ...

فراتر از خویش

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

تولدت مبارک جونگ کوک دوست داشتنی

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

اعتیاد من بهت.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط