پارت

پارت ۲۱

رزت : هی کیان

* تکون نخورد *

رزت : کیاننننن

کیان : هوم چیشده

رزت : خوابیدی؟

کیان : ........

رزت : پاشو برو دیگه

کیان : الان دیگه تو شکل روباه هستم بذار همینجا بخوابم

رزت : باشه همینجا بخواب

//پرش زمانی //

* بیدار شدم حس کردم یه چیز پشمالو تو بغلمه *

رزت : کیاننننن

کیان : عهههه چته
زهره ترک شدم

رزت : کی اومدی تو بغلم

کیان : خب دیشب سردم شد اومدم تو تخت تو چون پتو. داشت دیگه خودت اومدی روم لحم کردی

رزت : خب دیگه پاشو برو دیگه گذاشتم دیشب اینجا بخوابی برو

کیان : باشه پرنسس خانم عصبی نشو

* رفتم سر میز صبحانه *

رزت : صبح بخیر

*انتظار داشتم بابا سرم داد بزنه که چرا دیشب از اتاقم نیومدم بیرون *

کلود : بشین

* کیک شکلاتی نداریم چراااا؟ *

رزت : هی کامیلان

کامیلان : هوم

رزت : من اینجا هیچ کیکی نمیبینم

کامیلان: به خاطر سرما خوردگی نباید بخوری بابا گفت

رزت : بابا از کجا فهمید

کالیکس : من گفتم

رزت : چرا گفتی من هوس کیک کردمممم

کالیکس : نمیشد به پدر نگم

* پرش زمانی *

* تو اتاقم بودم که و داشتم چایی میخوردم که لوسیان اومد تو*

لوسیان : هی آبجی چه خبر

رزت : تو کی اومدی قصر ما؟.

لوسین : پدرم خواست بیاد اینجا منم اومدم باهاش
میشه بریم تو باغ قدرم بزنیم؟

رزت : باشه

* همینطور داشتیم قدم میزدیم که کیان با شکل روباهی اومد سمتم *
دیدگاه ها (۵)

پارت ۲۲لوسیان : آبجی روباهه خیلی قشنگ نیست رزت : آره خیلی قش...

پارت ۲۰ * کیان همینطوری غر میزد که باید داروم رو بخورم *رزت ...

رزت و کیان 🤗

پارت ۱۶ * دستمو گرفت که کالیکس اومد دستمو از دستش ازاد کرد *...

پارت ۱۵ کالیکس : این نخودچی دیگه کیه؟ * من نخودچیممم*کامیلان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط