زندگی صحنه رنگین ریاست

زندگی صحنه رنگین ریاست

همه مشتاق به آن می نگریم

عاقبت از پس تقدیر چوباد

روزی از لاشه آن میگذریم

زندگی خاطره ای بیش نبود

بهر ما جز غم وتشویش نبود

به کدام خاطره اش خوش باشیم

که کدام خاطره اش نیش نبود؟
دیدگاه ها (۲)

چه گویماز که گویم با که گویم؟!که این دیوانه را از خود خبر نی...

بی #تو #داغون شده....بی تو داغون شده...بی تو داغون شده...دنی...

آدمها رو ذخیره نکنیم برای روزهای مبادا اگر برای کسی نصفه و ن...

پیرمردی هر روز تو محله می دید پسرکی با کفش های پاره و پای بر...

زندگی غمکده ای بیش نبودبهر ما جز غم وتشویش نبود...#خدا_هست #...

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر راجهل باشد با جوانان پن...

وقتی پیله را می‌شکافی و پروانه می‌شوی، کرم‌هایِ ابریشم هنوز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط