پارت فصل دوم رومان شاید در زندگی بعدی بعد هزار سال

پارت 2 فصل دوم رومان شاید در زندگی بعدی بعد هزار سال🗿
شینا گینچی بعد مدرسه رفتن کتاب خونه تا فقط در باره شینوبو گیو تحقیق کنن
شینا برای شینوبو رو خوند و گینچی برای گیو رو شینا گفت دوتاشونم هاشیرا بودن درسته؟
گینچی گفت آره
شینا مکث کردو گفت واستا .... هی نگاه کن!
تاریخ مرگ شینوبو.........هست
برای گیو چیه؟
گینچی گفت ........شینا فریاد زد دقیقا!
شینوبو چهار سال زود تر ازگیو مرده!
گینچی گفت که یعنی ؟
شینا گفت دقیقا مثل تفاوت سنی ما!
گینچی به فکر فرو رفت
که شینا یهو افتاد زمین !
از حال رفته بود!
گینچی اونو برد بیمارستان
از زبان شینا کوچو:
چی شد یهو ؟ اینجا کجاست ؟ این گیو نیست؟؟؟؟
گیو : کوچو! بیدار شدی فکر کردم از دستت دادم
شروع کرد به گریه
(میدونم گیچ شدید خب بزارید توضیح بدم شینا(همون شینوبو تناسخ یافته) الان بیهوشه و داره رویای زندگی قبلیشو می بینه که اگر توی قلعه بینهایت زنده میموند و الان تو رویاش همون شینوبوهست)
شینا با خودش گفت منو از کجا میشناسه؟فامیلیمو میدونه؟گیو یهو نزدیک شینا وبوسیدش (چون شینوبوعه تو خوابش)
شینا سرخ شد وقتی گیو از اتاق بیرون رفت شینا پاشد رفت تو آینه خودشو ببینه که دید که شینوبو شده! تازه فهمید چی شده
و ی چیز دیگه هم فهمید که گیو شینوبو مشوق‌های هم بودن یهو گوجه شد یعنی گینچی سان هم ...
پس برای همین بود که به گینچی علاقه داشتم با این که ازم کوچیک تر بود
چون توی زندگی قبلیم عاشق هم بودیم
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

giyushino 🛐 🌊 🦋 عاشق این ویدیو شدم🛐🦋

رومان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت ۳بچه ها باز شکوفا شدم ...

giyushino 🛐 🌊 🦋 اگه برای بقیه شاخی برا ما شوکولاتی!🔪🎀

giyushino 🛐 🌊 🦋 عاشق این شدم😭😭😭

بعدش گیو برای شینوبو دارو آورد و این مسئله گذشتچند سال گذشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط