پارت
پارت ۵:
(ویو کوک)
صدای کلید اومد رفتم پایین دیدم مامان و بابا اومدن خیلی استرس داشتم که نفهمن
÷سلام پسرم خوبی
+سلام مادر ممنونم خوبم
÷خواهرت کجاعه
+داخل اتاقشه فک کنم هنوز خوابه
÷هوففف خیلی میخوابه
+خسته بود
اینو که گفتم یاد دیشب اوفتادم ناخداگاه لبخندی زدم
(ویو ا/ت)
بیدار شدم از خواب رفتم لباس هامو پوشیدم رفتم پایین صبحانه خوردم دلم تیر میکشید سر سفره بودم که یهو یه آخ کوچیک از دهنم در رفت
÷دخترم حالت خوبه ؟
_بله مادر حالم خوبه فقط یکم دلم درد میکنه
÷میخوای بریم دکتر ؟
_اممم نه خوبم
_آخ(رفت بالا تو اتاقش)
+فک کنم حالش خوب نیست من میبرمش دکتر مادر
÷باشه پسرم مراقبش باش
+چشم
(ویو کوک)
رفتم بالا اتاق ا/ت تا ببرمش دکتر واقعا حالش خوب نبود امیدوارم چیز جدی نباشه
(ویو ا/ت)
خودمو پرت کردم رو تخت خیلی درد داشتم نمیدونم چرا حالت تهوع هم داشتم از یه چیزی میترسیدم چون آخه دیشب من با کوک ... یهو در باز شد دیدم جونگکوکه
+پاشو بریم دکتر
_نمیام
+ وقتی گفتم پاشو منظورم این نیست که میای یا نه
_نمیخوام بیام
+چرا میترسی؟
_از یه چیز دیگه میترسم
(ویو ا/ت)
نزاشت حرفمو بزنم براند استایل گذاشتم تو ماشین
+خب بریم
(۱۰ مین بعد)
رفتیم دکتر ازم یه آزمایش گرف
دکتر♡
♡یه ۲۰ دقیقه دیگه جواب آزمایش میاد ولی من حدس میزنم شما باردار باشین
+اینو گف یکم نگران شدم
♡خانم جئون تبریک میگم شما یه نینی تو شکمتون دارین
_اینو گف انگار یه سطل پر آب ریختن روم چشمام داشت تار میدید
(ویو کوک)
وقتی گف خوشحال شدم نگا ا/ت کردم تا بغلش کنم دیدم از هوش رفتم افتاد بغلم...
ادامه دارد....
شرط پارت بعدی:
۱۰ تا لایک 🌈
۵تا کامنت 🎀
(ویو کوک)
صدای کلید اومد رفتم پایین دیدم مامان و بابا اومدن خیلی استرس داشتم که نفهمن
÷سلام پسرم خوبی
+سلام مادر ممنونم خوبم
÷خواهرت کجاعه
+داخل اتاقشه فک کنم هنوز خوابه
÷هوففف خیلی میخوابه
+خسته بود
اینو که گفتم یاد دیشب اوفتادم ناخداگاه لبخندی زدم
(ویو ا/ت)
بیدار شدم از خواب رفتم لباس هامو پوشیدم رفتم پایین صبحانه خوردم دلم تیر میکشید سر سفره بودم که یهو یه آخ کوچیک از دهنم در رفت
÷دخترم حالت خوبه ؟
_بله مادر حالم خوبه فقط یکم دلم درد میکنه
÷میخوای بریم دکتر ؟
_اممم نه خوبم
_آخ(رفت بالا تو اتاقش)
+فک کنم حالش خوب نیست من میبرمش دکتر مادر
÷باشه پسرم مراقبش باش
+چشم
(ویو کوک)
رفتم بالا اتاق ا/ت تا ببرمش دکتر واقعا حالش خوب نبود امیدوارم چیز جدی نباشه
(ویو ا/ت)
خودمو پرت کردم رو تخت خیلی درد داشتم نمیدونم چرا حالت تهوع هم داشتم از یه چیزی میترسیدم چون آخه دیشب من با کوک ... یهو در باز شد دیدم جونگکوکه
+پاشو بریم دکتر
_نمیام
+ وقتی گفتم پاشو منظورم این نیست که میای یا نه
_نمیخوام بیام
+چرا میترسی؟
_از یه چیز دیگه میترسم
(ویو ا/ت)
نزاشت حرفمو بزنم براند استایل گذاشتم تو ماشین
+خب بریم
(۱۰ مین بعد)
رفتیم دکتر ازم یه آزمایش گرف
دکتر♡
♡یه ۲۰ دقیقه دیگه جواب آزمایش میاد ولی من حدس میزنم شما باردار باشین
+اینو گف یکم نگران شدم
♡خانم جئون تبریک میگم شما یه نینی تو شکمتون دارین
_اینو گف انگار یه سطل پر آب ریختن روم چشمام داشت تار میدید
(ویو کوک)
وقتی گف خوشحال شدم نگا ا/ت کردم تا بغلش کنم دیدم از هوش رفتم افتاد بغلم...
ادامه دارد....
شرط پارت بعدی:
۱۰ تا لایک 🌈
۵تا کامنت 🎀
- ۴۶۹
- ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط