یاداون ساعت پارسالت لفتادم...چقدب دستای سفیدت میومد

یاداون ساعت پارسالت لفتادم...چقدب دستای سفیدت میومد
دیدگاه ها (۱)

امروز تا ساعت پنج بیدار بودم منظره بیرون پنجره خدا بود . دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط