The Accidental Contract
The Accidental Contract
part : 1
جونگکوک جلوی در آپارتمان ایستاد و برای بار هزارم آدرس و با قرارداد مقایسه کرد
-طبقهِ سوم ، واحد ۳.۲ خودشه.
آروم کلید و داخل قفل چرخوند و وارد خونه شد ، با دیدن کلی خونه سوتی از سرِ رضایت زد
-بالاخره یه خونه ی خوب پیدا کردم
میخواست وسایلش و جا به جا کنه اما با شنیدن صدای دوش حمام ایستاد ، با فکر اینکه شاید صاحب خونه ی قبلی هنوز اونجاست کمی صبر میکنه.
پس از ده دقیقه در اتاق باز شد ، فردی با حوله و تنپوش داشت موهاش و خشک میکرد و زیر لب آهنگی زمزمه میکرد که با دیدن جونگکوک از حرکت ایستاد ، زمزمه اش محو شد و با تعجب و کمی دقت به جونگکوک خیره شد
-شما؟
+تو کی هستی؟
همزمان گفتن و همزمان تعجب کردن ، جونگکوک اخم کرد و با گرفتن برگه ی قرارداد جلوی فرد گفت:
-من این خونه رو اجاره کردم
فردی که تهیونگ نام داشت با آوردن برگه ای اون و جلوی صورت جونگکوک گرفت.
+منم اینجا رو اجاره کردم
-منظورت چیه؟
+چرا از من میپرسی؟من حموم بودم!
جونگکوک گوشیش و در آورد و بین مخاطب ها شماره ی صاحب خونه رو گرفت
-الو؟
~ سلام آقای جىٔون ، مشکلی پیش اومده؟
-بله ، من وارد خونه شدم و یهو یه نفر از حموم در اومد!
~ چی؟امکان نداره!
-فعلا که شده.
~ چند دقیقه دیگه میام اونجا تا ببینم چه اتفاقی افتاده
-منتظرتون هستم
نیم نگاهی به تهیونگ انداخت که با کنجکاوی بهش خیره شده
-تا صاحب خونه بیاد برو لباس بپوش
+باشه
جونگکوک با دیدن بیخالی تهیونگ کمی حرصش گرفت اما سکوت کرد
پس از چند دقیقه تهیونگ لباش هاشو پوشید و وارد حال شد
+صاحب خونه هنوز نیومده؟
-یکم دیگه میرسه
در همین لحظه صدای زنگ خونه به صدا اومد
~ سلام
-سلام آقای لی
+سلام آقای لی
همزمان گفتن و باز هم با تعجب بهم خیره شدن
~ خب چه اتفاقی افتاده؟
-من وارد خونه شدم و یهو دیدم از حموم صدا میاد یکم صبر کردم بعد دیدم این آقا بیرون اومد
+هی من دیروز این خونه رو اجاره کردم! طبیعیه که بخوابم تو خونه ی خودم دوش بگیرم
-اینجا خونه ی منه!
+نخیر خونه ی منه!
صاحب خونه بی توجه به بحث اون دو نگاهی به قرارداد انداخت
~ خب... یه اشتباه پیش اومده و فعلا نمیشه درستش کرد نزدیک چند هفته
+چی؟
+منظورتون چیه؟
~ یه اشتباهی رخ داده ولی نگران نباشید فقط چند هفته یا شاید چند ماه طول بکشه مشکل و حل میکنیم
-خدایا همین و کم داشتم
تهیونگ با ناامیدی به جونگکوک نگاه کرد
-از الان بگم ، من آدم منظمی هستم
+آره بابا مشخصه...
~~~
ادامه دارد...
یه چیزی بگم من این و فیک و خودمونی دارم مینویسم یعنی حرفاشون خودمونی هست هیچی دیگه لطفا خوشتون بیاددد✨😭
part : 1
جونگکوک جلوی در آپارتمان ایستاد و برای بار هزارم آدرس و با قرارداد مقایسه کرد
-طبقهِ سوم ، واحد ۳.۲ خودشه.
آروم کلید و داخل قفل چرخوند و وارد خونه شد ، با دیدن کلی خونه سوتی از سرِ رضایت زد
-بالاخره یه خونه ی خوب پیدا کردم
میخواست وسایلش و جا به جا کنه اما با شنیدن صدای دوش حمام ایستاد ، با فکر اینکه شاید صاحب خونه ی قبلی هنوز اونجاست کمی صبر میکنه.
پس از ده دقیقه در اتاق باز شد ، فردی با حوله و تنپوش داشت موهاش و خشک میکرد و زیر لب آهنگی زمزمه میکرد که با دیدن جونگکوک از حرکت ایستاد ، زمزمه اش محو شد و با تعجب و کمی دقت به جونگکوک خیره شد
-شما؟
+تو کی هستی؟
همزمان گفتن و همزمان تعجب کردن ، جونگکوک اخم کرد و با گرفتن برگه ی قرارداد جلوی فرد گفت:
-من این خونه رو اجاره کردم
فردی که تهیونگ نام داشت با آوردن برگه ای اون و جلوی صورت جونگکوک گرفت.
+منم اینجا رو اجاره کردم
-منظورت چیه؟
+چرا از من میپرسی؟من حموم بودم!
جونگکوک گوشیش و در آورد و بین مخاطب ها شماره ی صاحب خونه رو گرفت
-الو؟
~ سلام آقای جىٔون ، مشکلی پیش اومده؟
-بله ، من وارد خونه شدم و یهو یه نفر از حموم در اومد!
~ چی؟امکان نداره!
-فعلا که شده.
~ چند دقیقه دیگه میام اونجا تا ببینم چه اتفاقی افتاده
-منتظرتون هستم
نیم نگاهی به تهیونگ انداخت که با کنجکاوی بهش خیره شده
-تا صاحب خونه بیاد برو لباس بپوش
+باشه
جونگکوک با دیدن بیخالی تهیونگ کمی حرصش گرفت اما سکوت کرد
پس از چند دقیقه تهیونگ لباش هاشو پوشید و وارد حال شد
+صاحب خونه هنوز نیومده؟
-یکم دیگه میرسه
در همین لحظه صدای زنگ خونه به صدا اومد
~ سلام
-سلام آقای لی
+سلام آقای لی
همزمان گفتن و باز هم با تعجب بهم خیره شدن
~ خب چه اتفاقی افتاده؟
-من وارد خونه شدم و یهو دیدم از حموم صدا میاد یکم صبر کردم بعد دیدم این آقا بیرون اومد
+هی من دیروز این خونه رو اجاره کردم! طبیعیه که بخوابم تو خونه ی خودم دوش بگیرم
-اینجا خونه ی منه!
+نخیر خونه ی منه!
صاحب خونه بی توجه به بحث اون دو نگاهی به قرارداد انداخت
~ خب... یه اشتباه پیش اومده و فعلا نمیشه درستش کرد نزدیک چند هفته
+چی؟
+منظورتون چیه؟
~ یه اشتباهی رخ داده ولی نگران نباشید فقط چند هفته یا شاید چند ماه طول بکشه مشکل و حل میکنیم
-خدایا همین و کم داشتم
تهیونگ با ناامیدی به جونگکوک نگاه کرد
-از الان بگم ، من آدم منظمی هستم
+آره بابا مشخصه...
~~~
ادامه دارد...
یه چیزی بگم من این و فیک و خودمونی دارم مینویسم یعنی حرفاشون خودمونی هست هیچی دیگه لطفا خوشتون بیاددد✨😭
- ۴۷۴
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط