با یک دنیا ،غم و حسرت ،

با یک دنیا ،غم و حسرت ،
دل از آغوش تو کندم...
دیگه حتی، یبارم من ،به عشقت دل نمی بندم...
به آسونی یک قصه،تو از عشقم گذر کردی...
دلم یک گوله آتیش بود تو اونو شعله ور کردی...
میون این همه آدم،شدم تنها ترین تنها...
منو اینجا رها کردی ،تو در این گوشه ی دنیا...
با یک دنیا ،غم و حسرت..
دل از آغوش تو کندم...
دیگه حتی،یبارم من،به عشقت دل نمی بندم...
ببین بغض شکستم رو،نمی گم دیره یا زوده...
اگه چیزی برام مونده ،یه مشتی خاطره بوده...
واسه این عاشق ساده،یه روز مثل خدا بودی...
نمی دونست دل ساده،که خیلی بی وفا بودی...
با اینکه دل بریدم من،شکسته بال پروازم...
هنوزم توی این غربت ،برات معنای آوازم..
با یک دنیا ،غم و حسرت
دل از آغوش تو کندم...
دیگه حتی ،یبارم من،به عشقت دل نمی بندم..
به عشقت دل نمی بندم...
دیدگاه ها (۱)

ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺍﺷﺘﯿﺎﻗﯽ ...ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻗﺴﻤﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢﭘﺲ ﭼﺮﺍ ......

از ایـن میعـادگــاه تکــراری خستـــه ام! بیـا اینبـار جـای د...

انتظار…شش حرف و چهار نقطه،کلمه ی کوتاهیست،اما سالها طول خواه...

تقدیم بتوکه شایداتفاقی نوشته ام رامیخوانی...وباخودت حدس میزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط