آن‌ها چفیه داشتند، من چادر دارم

آن‌ها چفیه داشتند، من چادر دارم

آنان چفیه می‌بستند تا بسیجی وار بجنگند، من چادر می‌پوشم تا زهرایی زندگی کنم...

آنان چفیه را خیس می‌کردند تا نَفَس‌هایشان آلوده شیمیایی نشود، من چادر می‌پوشم تا از نفَس‌های آلوده دور بمانم...

آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می‌پوشاندند تا شناسایی نشوند، من چادر می‌پوشم تا از نگاه‌های حرام پوشیده باشم...

آنان چفیه را سجاده می‌کردند و به خدا می‌رسیدند، من با چادرم نماز می‌خوانم تا به خدا برسم...

آنان با چفیه زخم‌هایشان را می‌بستند، من وقتی چادری می‌بینم یاد زخم پهلوی مادرم می‌افتم...
دیدگاه ها (۱)

آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...من چادر می پوشم تا ...

آنها چفیه داشتند...... من چادر دارمآنان چفیه می بستند تا بسی...

آنها چفیه داشتند...... من چادر دارمآنان چفیه می بستند تا بسی...

آنان چفیه داشتند... من چادر دارم....من چادر می پوشم، چادر مث...

آنان چفیه داشتند... من چادر دارم....من چادر می پوشم، چادر مث...

✨﷽✨#شهیدانه#چفیه#چادرآنها #چفیه داشتند...من #چادر دارم...آنا...

انها چفيه داشتند...... من چادر دارم .آنان چفیه می بستند تا ب...

آنان چفیه داشتند... من چادر دارم....من چادر می پوشم، چادر مث...

.آنان چفیه داشتند... من چادر دارم....من چادر می پوشم، چادر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط