لبت مرا به غزل‌های نوجوانی برد

لبت مرا به غزل‌های نوجوانی برد
به عشق‌های زمينی آسمانی برد
کسی که آتش بی‌مهری‌اش مرا سوزاند
چه شد که باز دل از من به مهربانی برد؟
به زنده بودن من نام زندگی مگذار
که این غریب فقط رنج زندگانی برد
چه زود پیر شدیم و چه دیر فهمیدیم
که عشق هرچه ز ما برد ناگهانی برد
دیدگاه ها (۱۱)

‍ به دریا سرسپرده امویران و بی نشانای دورتر از هر محال و خیا...

‍ ای رفته مرا کرده فراموش سلامهرگز نبرم یاد تو از هوش سلامد...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

آمَدَم    امّا    نَبودی     نازَنینیادِ تو  بود و  نَبودی  ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط