دوست دارم درمورد همچی فکر کنم .....
دوست دارم درمورد همچی فکر کنم .....
درباره کلبه متروک وسط باغ
درباره رودی که تبدیل به یک جاده شد
درباره دختری که دستانش
ازشدت سرما ویخ بی حس شده است
درباره زنی که شوهرش بخاطر نداشتن توان خرید دارو درآغوشش جان باخت
درباره کودکان پابرهنه ای که ریگی درکفشانش نیست
درباره خستگی کودکان بی خانمان که از سرما مثل مار به خود میپیچد ودم نمیزند
درباره گرسنگان روزه داری که زولبیا وبامیه را فقط پشت ویترین مغازه دیدند
درباره چوپانی که بره اش را درکوهها گم کرده است
درباره حسرت پیرزن بیماری که برای بالا رفتن تپه ها آرزویش است
درباره کارگری که دوست دارد یک روز مرخصی با حقوق بگیرد
و.......درمورد خودم که چقد بی فکرم
درباره کلبه متروک وسط باغ
درباره رودی که تبدیل به یک جاده شد
درباره دختری که دستانش
ازشدت سرما ویخ بی حس شده است
درباره زنی که شوهرش بخاطر نداشتن توان خرید دارو درآغوشش جان باخت
درباره کودکان پابرهنه ای که ریگی درکفشانش نیست
درباره خستگی کودکان بی خانمان که از سرما مثل مار به خود میپیچد ودم نمیزند
درباره گرسنگان روزه داری که زولبیا وبامیه را فقط پشت ویترین مغازه دیدند
درباره چوپانی که بره اش را درکوهها گم کرده است
درباره حسرت پیرزن بیماری که برای بالا رفتن تپه ها آرزویش است
درباره کارگری که دوست دارد یک روز مرخصی با حقوق بگیرد
و.......درمورد خودم که چقد بی فکرم
- ۹۱۷
- ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط