فلک داد ای فلک صد داد بیداد؛؛

فلک داد ای فلک صد داد بیداد؛؛
فلک چرخ سلیمون دادو بر باد ؛؛
سلیمونی که حکم بر بادو میکرد ؛؛
خودش می دید که تختش میبره باد ؛
دیدگاه ها (۵)

در هوس خیال او همچو خیال گشتھ اماوست گرفتھ شهر دل؛من بھ ڪجا ...

یعنی در فال قهوه ی هیچکسی کسی در حال آمدن نیست؟شاید استعاره ...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط