پارت جدید .. میگذرد ..

سیلام
حال کنید حال کنید
ببنید چقدر مهربونم باز پارت دادم👁👄👁
خب دیگه بریم...
شروع
.
.
.
ویو یویی :
از فرصت استفاده کردم و با یک حرکت مایکی رو پس زدم و...
الفرار🏃‍♀️
ولی...
از بخت بد یادم رفت دراکن هم وجود داره 🥲
و محکم خوردم به دراکن
مایکی : الان مثلا میخواستی فرار کنی
یویی : شاید
مایکی : آها...
دراکن : عالی 😐
یویی : ثحیح
مایکی : خب
یویی : میشه برم خونه ؟
مایکی : نچ
دراکن : همین که مایکی میگه
یویی : اَههههههههههه چرا اینقدر موندیم تو آنپاس دِ آخه این میگه نچ اون میگه همین که این گفت این میگه اون اون میگه هرچی اون گفت اصلا واد-
دراکن: آروممم
یویی : اوکی🤓
مایکی : این مودی بودنت خیلی عجیبه
یویی : میدونم 🥹
مایکی : واقعا نمیخوای با ما بیای؟..
یویی : موضوع این نیست...
مایکی روش رو برگردوند و آروم شروع به رفتن کرد و گفت : دراکن بیا بریم
و بعد داشتن دور میشدن
یویی : صبر کن مایکی...
ولی مایکی صبر نکرد و رفت

در خانه یویی :
کثافتتتتتتتتت
ببین کی به کی میگه مودییییی
دستم بهت نرسه
پسره ی لوسسسسسسس
دورایاکی خوارررر
بی‌تربیت
یویی پاش رو به زمین کشید و گفت : بخاطر اون بی‌شعور دورایاکی های من روی زمین جا موند😭( کثافت به بچه ی من فوش نده !)
یویی سرش رو پایین انداخت و زمزمه کرد : لعنتی....
یویی : هم پولام رو از دست دادم هم برای بار دوم دوستم رو
یویی نشست رو زمین و به دیوار تکیه داد و زانو هاش رو بغل کرد و با بغضی در گلو گفت : آخه چرا....اینقدر درد داره؟
.
.
.
پایان این پارت •
امیدوارم خوشتون بیاد ☆
تا پارت بعد جانه♡
دیدگاه ها (۴۹)

کسخلان گروگان

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۲

#¹⁸☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆دورایاکی شیرین؛ عملیات لو دادن مایکی 🤓🍅...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط