کودکیهایم اتاقی ساده بود

کودکی‌هایم اتاقی ساده بود
قصه‌اي، دور اجاقی ساده بود
شب که می ‌شد نقش‌ها جان می گرفت
روی سقف ما که طاقی ساده بود
می شدم پروانه، خوابم می‌پرید
خواب‌هایم اتفاقی ساده بود
زندگی دستی پر از پوچی نبود
بازی ما جفت و طاقی ساده بود
قهر میکردم به شوق آشتی
عشق‌هایم اشتیاقی ساده بود
ساده بودن عادتی مشکل نبود
سختی نان بودو باقی ساده بود...

به راستی که عمرگران مثل آب روان میگذرد...
یادش بخیرجوایز تحصیلی وهدیه های تولدم ازدوران کودکستان تادبستان😍

#عاشقانه
#خاصترین
#خاطرات کودکی
دیدگاه ها (۰)

بیا با لبـخند زندگی را برقصانیمـ ...دستـ روزگار را بگیریمـبز...

براتون اضطراب و اشتیاق یک ساعت قبل از اولین قرار عاشقانه با ...

این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌اماین بار من یک بارگی از...

اگرچه دورو برم ظاهرا پر از لیلاستسر نخواستنم در قبیله ام دعو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط