آشنایی با کُردهای سیستان و بلوچستان – بخش دهم–
آشنایی با کُردهای سیستان و بلوچستان – بخش دهم–
حاج امیر خان کرد
در سال ۱۲۹۴ در روستای سنگان بدنیا آمد پدرش سردار بهروزخان نام داشت که خود سردار قوم کرد میربلوچ زهی و سهراب زهی بود در دوران کودکی در روستای نازیل به مکتب رفت و قران را نزد ملا غوث آموخت وی همچنین بوستان و گلستان و مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری رباعیات خیام دیوان شاه نعمت الله ولی و منطق الطیر عطار را از حفظ بود وی با علمای مشهور بلوچستان همچون علامه شهداد مسکانزهی مولوی عبدالعزیز ساداتی مولوی عبداعزیز ملا زاده و مولوی محمد عیسی شهنوازی ارتباط و دوستی داشت و از این طریق توانست روستای خودش یعنی سنگان را بیست و هفت سال مهد دین در سرحد کند مردم برای قضاوت و داوری از خاش تمندان پشتکوه و میرجاوه بدانجا می آمدند و او با مهربانی از آنها استقبال کرده و مشکلشان را حل می نمود وی قبل از اینکه سردار باشد یک عالم دین بود و بعلت علاقه زیادی که به سرزمین وحی داشت به محمد مصدق تلگراف و بعد از چهل و هشت ساعت اجازه خروج از کشور به وی داده شد سردار حاج امیرخان در راه مکه از سرزمین های عراق اردن فلسطین عبور کرده و از راه حجاز وارد عربستان گردید در نتیجه این سفر بیش از یک سال طول کشید و با این سفر توانست مردم سرحد را برای رفتن به حج تشویق کند وی با تلاش فراوان توانست دومین مدرسه خاش بنام داریوش را در روستای سنگان تاسیس کند و به همین سبب بسیاری از جوانان بلوچ این روستا توانستند با تحصیل سرنوشت سرزمین خود را خود بدست بگیرند تواضع و صداقت از ویزگی های وی بود سرانجام در سحرگاه هیجدهم آذر سال هزارو سیصدو شصت و نه دار فانی را وداع گفت و در آرامگاه ابدی اش در روستای سنگان به خاک سپرده شد
حاج امیر خان کرد
در سال ۱۲۹۴ در روستای سنگان بدنیا آمد پدرش سردار بهروزخان نام داشت که خود سردار قوم کرد میربلوچ زهی و سهراب زهی بود در دوران کودکی در روستای نازیل به مکتب رفت و قران را نزد ملا غوث آموخت وی همچنین بوستان و گلستان و مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری رباعیات خیام دیوان شاه نعمت الله ولی و منطق الطیر عطار را از حفظ بود وی با علمای مشهور بلوچستان همچون علامه شهداد مسکانزهی مولوی عبدالعزیز ساداتی مولوی عبداعزیز ملا زاده و مولوی محمد عیسی شهنوازی ارتباط و دوستی داشت و از این طریق توانست روستای خودش یعنی سنگان را بیست و هفت سال مهد دین در سرحد کند مردم برای قضاوت و داوری از خاش تمندان پشتکوه و میرجاوه بدانجا می آمدند و او با مهربانی از آنها استقبال کرده و مشکلشان را حل می نمود وی قبل از اینکه سردار باشد یک عالم دین بود و بعلت علاقه زیادی که به سرزمین وحی داشت به محمد مصدق تلگراف و بعد از چهل و هشت ساعت اجازه خروج از کشور به وی داده شد سردار حاج امیرخان در راه مکه از سرزمین های عراق اردن فلسطین عبور کرده و از راه حجاز وارد عربستان گردید در نتیجه این سفر بیش از یک سال طول کشید و با این سفر توانست مردم سرحد را برای رفتن به حج تشویق کند وی با تلاش فراوان توانست دومین مدرسه خاش بنام داریوش را در روستای سنگان تاسیس کند و به همین سبب بسیاری از جوانان بلوچ این روستا توانستند با تحصیل سرنوشت سرزمین خود را خود بدست بگیرند تواضع و صداقت از ویزگی های وی بود سرانجام در سحرگاه هیجدهم آذر سال هزارو سیصدو شصت و نه دار فانی را وداع گفت و در آرامگاه ابدی اش در روستای سنگان به خاک سپرده شد
- ۴.۰k
- ۳۰ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط