باران که بند آید...
باران که بند آید...
فردا دوباره
به دیدار تو باز خواهم آمد
و حقیقی کوچک را...
برایت به ارمغان خواهم آورد
حقیقتی کوچک
همان سلام بی جواب همیشه
و دستهای خالی من
که تا دقایقی دیگر
زیر همین باران شسته می شوند
و دستمالی کوچک که نام تو بر آن نوشته را...
به گیسوان باد می آویزم
باران که بند آید
فردا دوباره...
به دیدار تو خواهم آمد.
فردا دوباره
به دیدار تو باز خواهم آمد
و حقیقی کوچک را...
برایت به ارمغان خواهم آورد
حقیقتی کوچک
همان سلام بی جواب همیشه
و دستهای خالی من
که تا دقایقی دیگر
زیر همین باران شسته می شوند
و دستمالی کوچک که نام تو بر آن نوشته را...
به گیسوان باد می آویزم
باران که بند آید
فردا دوباره...
به دیدار تو خواهم آمد.
- ۶۷۷
- ۲۷ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط