همجنس منی ولی برای منی

همجنس منیــ ولیـ برای منـــی
پارت سوم

ویوی حال

☆$چییییییی
ولی با همین تعجب شوگا لب های جیمین رو به مدت پنج ثانیه بوسید

آره جونکوک به رزی گفته بود
بهش بگو لب های جیمین رو ببوسه
جیمین با بوسه ی شوگا خشکش زد و نمیدونست چی کنه لپ هاش هم گل انداخته بود(فداش بشمممم)
و رفتند ادامه ی بازیی
تا اخر بازی هی مشر. وب میخوردند و همه مست بودند
تهیونگ یه در مشکی دیده بود
رفت سمتش بادیگارد جلوش رو گرفت و گفت
مطمئنی
^_^ آ_آره
بفرمایید (پوزخند)
تهیونگ وارد شد و با صدای ناله ها داشت کر میشد و با زن و مرد های لخت رو هم که میدید کور هم داشت میشده پس از اونجا زد بیرون و رفت کلی شراب بخوره انقدر خورد کع اصلا
تو حال خودش نبود
رفت سمت کوک و زد به شونش جنکوک هم کمی مست بود ولی وقتی تهیونگ رو دید گفت
♕بله بیبی
^_^ددی میخوامت
♕چی میگی برای خودت
^_^میگم... میخوامت... ددی....
♕خودت خواستی
براید بغلش کرد بردش از در مشکی عبور کردند
^_^ددیی در رو رد کردیی

♕اینجا مال تو نیست VIP
مال شماست(پوز خند)

جنکوک در رو با پاش باز کرد و بست
و....
ادامه دارد... 💤
فقط پارت بعد اسمات رو بزارم یا نه؟

دوستون دارممم
تنکیو بابایییی🎀
دیدگاه ها (۰)

اوکی؟

همجنس منیــ ولیـ برای منـــی 🌙پارت 0hiiiبچه هاا این یه رمان ...

دومین اسلاید لباس میا برای بارپارت چهارمرفته بود باراونجا کل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط