غریبه بود

غریبه بود!
آمد و دوست شد
آرامش داد و مهر شد
به دل نشست و صحبت شد
لذت بخشید و وابستگی شد
و در آغوشم گرفت و عشق شد.
گذشت...
لجاجت کرد و مغرور شد
تظاهر کرد و بازیگر شد
بی تفاوت شد...
سر شد...
سرد شد...
سرد شد.
تا جایی که...
آری همانند آغاز داستان باز هم غریبه شد...
دیدگاه ها (۱)

دو پارتی _ گذشته فان _ funny past

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط