شطرنج

شطرنج

شهرِ درد است !

سربـازِ دلباخته

برای شاه

می جنگد ،

رُخ زمین می زند و

اسب را تنها برای او

در مربع های

سیاه و سفید می تازاند ؛

ولیکن شاه ،

وزیر که می بیند

مـات

می شود !

داستانِ عشق چنین است ،

مُردن

برای کسی که

عاشقِ دیگری ست !
دیدگاه ها (۱)

سفیر کبیر Grand Ambassador

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

p1

p : 1

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :حتی ظهورِ نظم و نیز کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط