ادامه پارت عاشق روانی
ادامه پارت ۸عاشق روانی
خودمم لخت شدم فقط شرت پام بود که احساس کردم ات درد داره رفتم یه صندلی گذاشتم کنار وان حمام نشستم روی صندلی و ماساژ ش دادم تا آروم شد ولی ازش خون میریخت باید سریع انجام بدم خواستم شرتش رو دربیارم بهوش آمد تا من رو دید جیغ کشید
ات: داری چیکار میکنی چرا لختی
سریع شرتش و دراوردم
کوک: دارم حمام میکنم نکنه انتظار داری با کت و شلوار بیام حمام
بعد از روی صندلی بلند شدم رفتم توی وان حمام خوابوندمش روی خودم
ویو ات
بیهوش بودم وقتی چشمام رو باز کردم لخت توی وان حمام بودم که کوک آمد توی وان من و خوابوند روی خودش روی سیسپک هاش بودم که شرتش رو دراورد می تونستم دیکش رو حس کنم
کوک :کی پریودیت تموم میشه ات: هفت روز دیگه
کوک :تا اون موقع تو اینجا میمونی
ات: چییی من نمیتونم خودم خونه دارم خانواده دارم
کوک: نترس به مادرت زنگ زدم گفتم اینجایی ات: تو چیکار کردی
کوک: ول کن مهم نیس ات: خیلی هم مهمه مامانم پوستم رو میکنه
دیکش داشت اذیتم میکرد که هی وول میخوردم که فکر کنم کوک فهمید کوک :میخوای دیکمو بکنی تو خودت ات:نهههه فقط داره اذیتم میکنه که کوک بلند شد و ...
خودمم لخت شدم فقط شرت پام بود که احساس کردم ات درد داره رفتم یه صندلی گذاشتم کنار وان حمام نشستم روی صندلی و ماساژ ش دادم تا آروم شد ولی ازش خون میریخت باید سریع انجام بدم خواستم شرتش رو دربیارم بهوش آمد تا من رو دید جیغ کشید
ات: داری چیکار میکنی چرا لختی
سریع شرتش و دراوردم
کوک: دارم حمام میکنم نکنه انتظار داری با کت و شلوار بیام حمام
بعد از روی صندلی بلند شدم رفتم توی وان حمام خوابوندمش روی خودم
ویو ات
بیهوش بودم وقتی چشمام رو باز کردم لخت توی وان حمام بودم که کوک آمد توی وان من و خوابوند روی خودش روی سیسپک هاش بودم که شرتش رو دراورد می تونستم دیکش رو حس کنم
کوک :کی پریودیت تموم میشه ات: هفت روز دیگه
کوک :تا اون موقع تو اینجا میمونی
ات: چییی من نمیتونم خودم خونه دارم خانواده دارم
کوک: نترس به مادرت زنگ زدم گفتم اینجایی ات: تو چیکار کردی
کوک: ول کن مهم نیس ات: خیلی هم مهمه مامانم پوستم رو میکنه
دیکش داشت اذیتم میکرد که هی وول میخوردم که فکر کنم کوک فهمید کوک :میخوای دیکمو بکنی تو خودت ات:نهههه فقط داره اذیتم میکنه که کوک بلند شد و ...
- ۴.۵k
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط