به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم

به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم
نان را تو ببر...
که راهـت بلند است و طاقتـت کوتاه .

نمک را بگذار برای من ...
می خواهم این زخم همیشه تازه بمانـــــــد....
دیدگاه ها (۴)

راه رفتن را ياد گرفتيم تا دويدن را بلد شويم، دويدن را ياد گر...

ﭼﻪ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﭘﺎﮐﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﮐﻔﺶ ﻫﺎ ! ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﮔﻢ ﺷﻮﺩ ، ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺁﻭﺍﺭ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ... ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ... ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺷﮑﺮﯼ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ... ﺍﻣﺎ ﺗﻮ.....

ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺘﯿﺴﺖﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻡﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ .....

نمی خواهم برای همیشه قول بدهم،چون کسی از فردایش خبر ندارد.فق...

غصه نخور، پیر می‌شوی، پیرت می‌کنند!چال صورتت باید همیشه پیدا...

علمدار!میلادت مبارک؛نسلی که با نام تو امید می‌گیرد،با راهت ق...

تو” را،براى تمامِ روز هاى خوبى كه هنوز نيامده است،مى خواهم.....

تو را می‌خواهم،نه برای امروز و فردا؛تو را می‌خواهم برای تمام...

#حکایت_قدیمی روزی، مردی به مهمانی «سلیمان دارایی» رفت. سلیما...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

عجب زنی.. شیرزنحاجیه خانم فاطمه عباسی ورده، مادر چهار شهید د...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

حرام لقمه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط