بهترین قسمتش این بود

بهترین قسمتش این بود

که پرده ها را کشیدم

و زنگ در را با پارچه‌های کهنه پوشاندم

تلفن را توی یخچال گذاشتم

و سه روز تمام

در تخت خواب ماندم

و بهتر از همه این بود

که کسی اصلا

دلش برایم تنگ نشد!


چارلز_بوکوفسکی
دیدگاه ها (۳)

چقدر صدای آمدنِ پاییزشبیه صدای قدم های تو بودملتهب، مرموز، د...

و کاش ندانیتمام این سالهامرگبارترین فصلها‌ پاییز بوده استکه ...

یکی باش برای یک نفر... "نه تصویری مبهم " برایه خاطرهای صد نف...

خیلی وقته نفسات رو کم دارم واسه من آخه مثل تا کی میشهآخه کی ...

#عشق زیبای من Part19دکتر اجازه داد که جونگ کوک به داخل اتاق ...

نام فیک: عشق مخفیPart: 49ویو ات*جیمین نگام کرد با نگرانی*د. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط