#غیر_ممکنه_عاشقت_شم

#غیر_ممکنه_عاشقت_شم

پارت: ¹⁶

اونجا پر بود از پسر های لاش‍/‍ی و ات قدم هاشو تند تر کرد که پسر جوونی جلوی ات افتاد که باعث شد جیغ خفیفی از دهن دخترک بیرون بیاد. پسر خیلی سریع بلند شد اما از سر و روش مستی می‌بارید.
پسر : به چه خانم زیبایی
پشت دستش رو روی ماسک ات کشید و بهش نزدیک شد.
ات یک قدم خودش رو عقب کشید
ات: ببخشید من... من باید برم...
خیلی سریع دور شد و سمت سرویس بهداشتی قدم برداشت که ناگهان دستی دور کم‍/‍رش حلقه شد و اونو سمت خودش کشید.
ات: لع‍......ل...لعنتی... تو کی هستی؟...
مردی که اون هم ماسک خرگو...لعنتی... تو کی هستی؟...
مردی که اون هم ماسک خرگوش به صورت داشت ات رو به دیواری چسبوند و دستش رو دور گلوی ات پیچید و شروع کرد به فشار آوردن و درحالی که انگشت اشاره اش رو روی بینی اش می‌فشرد گفت
-هیسسس ساکت باش وگرنه آنقدر گلوتو فشار میدم تا خفه شی
سپس دست آزادش رو زیر لباس ات برد و رو‍/‍ن بره‍/‍نه اش رو لمس کرد تا به کمرش بالا و بالاتر رفت وقتی به سی‍/‍نه‌اش رسید متوقف شد
سرش رو به گر‍/‍دن ات چسبوند و شروع به گاز زدن کرد
ات: ولم کن اشغال
مرد قوی هیکل درحالی که به کارش ادامه میداد تاکید کرد
-هرچقدر بخوای میتونی تلاش کنی کسی نیست صدات و بشنوه
ات: ترو خدا ولم کن..
مرد سرش رو بالا آورد و دستش رو روی ماسک کشید و سپس اونو در آورد و سمت ل‍/‍ب های ات حمله کرد. اونقدری مک زد که احساس خفگی سراسر وجودش رو گرفت ولی این کار یک طرفه بود و ات در تمام مدت تنها کار یکه میتونست انجام بده رو انجام داد یعنی تلاش برای آزادی
کارش تموم نشده بود که ات رو بلند کرد و سمت مخالف حرکت کرد و خیلی سریع دری باز شد
اونجا یه اتاق بود
ات: لعنتی اینجا کجاست
-یه جای خوب‌ در نظر بگیرش
در و قفل کرد و ات رو روی تخت گذاشت و قبل از اینکه اجازه حرکت به ات بده دست هاشو بست.
-بهتره خوش بگذرونیم
سمت ات حرکت کرد و کراواتش و شل کرد...

شرط پارت بعدی
*بالای ۱۵ لایک*
دیدگاه ها (۳)

#غیر_ممکنه_عاشقت_شمپارت: ¹⁵مردی تیره پوش از دور نزدیک میشه ا...

#غیر_ممکنه_عاشقت_شمپارت: ¹⁴ات از حموم برگشت. برگشت و متوجه ل...

#غیر_ممکنه_عاشقت_شم پارت: ⁸تهیونگ تند راه می‌رفت و ات مجبور ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط