اگرم حیات بخشی و گرم هلاک خواهی

اگرم حیات بخشی و گرم هلاک خواهی

سر بندگی به حکمت بنهم که پادشاهی

من اگر هزار خدمت بکنم گناهکارم

تو هزار خون ناحق بکنی و بی گناهی

به کسی نمی‌توانم که شکایت از تو خوانم

همه جانب تو خواهند وتو آن کنی که خواهی

تو به آفتاب مانی ز کمال حسن طلعت

که نظر نمی‌تواند که ببیندت که ماهی

"سعدی"
دیدگاه ها (۱۴)

.

.

در یکی نامه محال است...

خوشحالم !آنقدر كه نمی‌دانمكدام يک از دردهايم را فراموش كرده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط