حالا که باهم یکی شدن دلامونو

حالا که باهم یکی شدن دلامونو
حالا که جاده ها افتادن به پامونو
یکی از اون بالا انگار،داره میشنوه صدامونو
به گمونم که اثر داره دعامونو
همسفر،ای هم ستاره،راه بیفتیم که خودش داره هوامونو
دل اون سوخته برای گریه هامونو
خودش داره هوامونو
میشه هر سنگ بیابون برای ما یه نشونه
که بتونه مارو تا کنار دریا برسونه
همسفر،ای هم ستاره،سر رو شونه های من بزار دوباره
وقتی برفا آب بشن،رودخونه سر رو شونه ی دریا میزاره
دیدگاه ها (۲)

Intertwined fate of two enemies-part 1

پارت ۱۰: پناهگاهِ شیشه‌ایصدایِ ضربه‌ها به در، انگار از یه دن...

هاگوپیان: طاعونی که تو روسیه پخش شده، حدود 100 برابر کشنده‌ت...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

Part5:با تمام توانش میدویید تقریبا چیزی نمونده بود که به ادا...

the end-part 1

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p8باد زوزه میکشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط