part³
part³
................................
«پرش زمانی»
ویو جیهوپ:::
دیگه آماده شده بودم که از خونه بزنم بیرون برم به دیدن کلارا....
بعد از پنج دقیقه بلاخره رسیدم..
کلارا: سلام آقای هوسوک
جیهوپ:سلام بفرمایید بنشینید
نشستن و یه گپی زدن و قرار شد قراداد بره برای امشب ساعت 8
جیهوپ: خب زمان قرارداد رو به تهیونگ اطلاع میدم فقط..اون صحبتی که در موردش حرف میزدی در مورد چی بود پشت تلفن متوجه منظورتون نشدم..
کلارا: درسته...آقای هوسوک(با کمی مکث) من میدونم که کینه زیادی به تهیونگ دارید و..
داشت حرف میزد که جیهوپ حرفشو قطع کرد
جیهوپ: متوجه منظورتون نمیشم اصلا همچین چیزی نی...
کلارا: لازم نیست نقش بازی کنید من همه چیز رو میدونم و مطمئن باشید این راز بین خودم و خودتون میمونه
جیهوپ: خب قصدتون از این حرفا چیه
کلارا: مکان قرارداد رو بزار اون چای خونه ای (اونجایی که مشروب و....میخورند)که دو خیابون بالا تر از اینجائه
اونجا چند نفر رو میشناسم که میتونن بهمون خیلی کمک کنن
جیهوپ:خب میخواید چیکار کنید؟سودش برای من چیه؟
کلارا: تو فقط کافیه تهیونگ رو بیاری،تهیونگ وقتی بفهمه من هستم عمرا اگه بیاد پس تو باید باهاش بیای.. و من یه داروی بیهوشی که داخل مشروبش میریزم و اون مینوشه بعد از اینکه نوشید سرگیجه و حالت تهوع میاد سراغش همون لحظه ست که من ته رو میبوسم و تو با گوشی من از ما فیلم میگیری و برای جئون میفرستی
جیهوپ: خب؟
کلارا: و همون لحظه یه برگه میاری که تهیونگ وقتی تو اون حالته اثر انگشتش رو میزنی و جای تو و تهیونگ عوض میشه تو میشی رئیس مافیا های شرقی و تهیونگ همکار تو چطوره؟
جیهوپ: واو این...این...نمیدونم چی بگم
کلارا: قبول میکنید دیگه مگه نه؟ و البته بهش بگو پدر کلارا حالشون خوب نبود و بجاش دخترش میاد سر قرارداد! میدونی.....آقای هوسوک من برای تهیونگ همه کاری میکنم...
جیهوپ: بله میدونم...خب..حرفی نمیمونه پس امشب من میارمش همونجا که کار درست بشه.
وقتی به توافق رسیدند از هم خداحافظی کردن و.....
خب رفقا اینم از این پارت لایک،حمایت و کامنت فراموش نشه مرسی
................................
«پرش زمانی»
ویو جیهوپ:::
دیگه آماده شده بودم که از خونه بزنم بیرون برم به دیدن کلارا....
بعد از پنج دقیقه بلاخره رسیدم..
کلارا: سلام آقای هوسوک
جیهوپ:سلام بفرمایید بنشینید
نشستن و یه گپی زدن و قرار شد قراداد بره برای امشب ساعت 8
جیهوپ: خب زمان قرارداد رو به تهیونگ اطلاع میدم فقط..اون صحبتی که در موردش حرف میزدی در مورد چی بود پشت تلفن متوجه منظورتون نشدم..
کلارا: درسته...آقای هوسوک(با کمی مکث) من میدونم که کینه زیادی به تهیونگ دارید و..
داشت حرف میزد که جیهوپ حرفشو قطع کرد
جیهوپ: متوجه منظورتون نمیشم اصلا همچین چیزی نی...
کلارا: لازم نیست نقش بازی کنید من همه چیز رو میدونم و مطمئن باشید این راز بین خودم و خودتون میمونه
جیهوپ: خب قصدتون از این حرفا چیه
کلارا: مکان قرارداد رو بزار اون چای خونه ای (اونجایی که مشروب و....میخورند)که دو خیابون بالا تر از اینجائه
اونجا چند نفر رو میشناسم که میتونن بهمون خیلی کمک کنن
جیهوپ:خب میخواید چیکار کنید؟سودش برای من چیه؟
کلارا: تو فقط کافیه تهیونگ رو بیاری،تهیونگ وقتی بفهمه من هستم عمرا اگه بیاد پس تو باید باهاش بیای.. و من یه داروی بیهوشی که داخل مشروبش میریزم و اون مینوشه بعد از اینکه نوشید سرگیجه و حالت تهوع میاد سراغش همون لحظه ست که من ته رو میبوسم و تو با گوشی من از ما فیلم میگیری و برای جئون میفرستی
جیهوپ: خب؟
کلارا: و همون لحظه یه برگه میاری که تهیونگ وقتی تو اون حالته اثر انگشتش رو میزنی و جای تو و تهیونگ عوض میشه تو میشی رئیس مافیا های شرقی و تهیونگ همکار تو چطوره؟
جیهوپ: واو این...این...نمیدونم چی بگم
کلارا: قبول میکنید دیگه مگه نه؟ و البته بهش بگو پدر کلارا حالشون خوب نبود و بجاش دخترش میاد سر قرارداد! میدونی.....آقای هوسوک من برای تهیونگ همه کاری میکنم...
جیهوپ: بله میدونم...خب..حرفی نمیمونه پس امشب من میارمش همونجا که کار درست بشه.
وقتی به توافق رسیدند از هم خداحافظی کردن و.....
خب رفقا اینم از این پارت لایک،حمایت و کامنت فراموش نشه مرسی
- ۱.۸k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط