یه لیموئه با مامانش میره بیرون وسط راه به مامامش میگه:

یه لیموئه با مامانش میره بیرون وسط راه به مامامش میگه:
مامان اب لیمو دارم .
.
.
.
بی مزه ام خودتونید
دیدگاه ها (۳)

♥♥♥به نام خداوند زیبایی ها♥♥♥ حال من خوب است اما با تو بهتر...

افتادنی هم که باشم اتفاق خوب زندگی تو نیستم خیلی خوش شانس با...

دوستم بدار ! نه با تبسمی عاشقانه و هدیه ای به رسم تولد نه با...

او استکان چایی خود را نخورد و رفت بغض مرا به دست غزل ها سپر...

وسط همه کارام و شلوغیام، مامان جونمو آوردم بیرون یه کم حال‌و...

داستان

بعضی خاطره ها طعم دارن... مثل همین ظرف های رنگی مامان که پرا...

یه مامان دارم صورتش ماشالله 🥰اخلاقش استغفرالله

دیروز رفتیم بیرون یه گربه دیدم همینجوری نگاش می کردم آخرش شک...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط