بعد تو برام

بعد تــو برام...
لحــن جاده ها
صادقانہ تر بود

هر مسافرے...
کہ از راه رسید
از تو بےخبر بود

من ساعتا رو...
بیدار نکردم...
خوابت و ببینم...

این لحظہ هارو
روشن گذاشتم
تا منتظر بشینم...
دیدگاه ها (۱)

دستهایم را شکستند، ولی گلایه ای نیست سهم دست بی نمک شکستن اس...

دفتر شعر مرا خواندی و عاشق نشدیبر دل سنگ تو و دفتر شعرم لعنت...

خانه های قدیمی را دوست دارم...چــایی همیشه دم استروی سماورتو...

روزی یک لنگی خطاب به خدا گفت : خدایا ، ممنون که خونم را قرمز...

Name: lost heart Part: ⑧ویو اِریکاولی..... احساس میکنم داره ...

بابایی{طابع قوانین ویسگون}ویو جین:آروم گذاشتمش رو تخت و پتو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط