گوش کن به من ، میترسم از آدم ها ، بیا فاصله بگیریم....

گوش کن به من ، میترسم از آدم ها ، بیا فاصله بگیریم....
به فرار ..
بیا عبور کنیم از شهر به سکوت...
بیا که نباشیم این جماعت همه گرگند........
بیا........
.
اینجا اصفهان بود...
اینجا اون طرف سمت چپ ، اون مغازه ای بود که ازش زندگی خریدیم ، ٢ تا...
که بمونه یادگار..
.
دیدگاه ها (۲)

.چای دم کنخسته ام از تلخی نسکافه هاچای با عطر هل و گل های قو...

‌روی پله ها نشسته بودم و داشتم از نگاه کردن به نرده های چوبی...

.تنها یک نفر لایقِ هرچه باداباد استهمانی که دیگر حال و احوال...

.می خواهم باشم، نه در یک قدمی ات نه حتی در همسایگی ات... می ...

Dana-Apada

𝐩𝐚𝐫𝐭𝟏𝟏

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط