ای دوستان من که مابین نامردمان گل

ای دوستان من که مابین نامردمان گل
نچیدم
پس ز من آزرده مباش
این پاره های سینه ای خیش
بر دامن دارم
گر به باغ رفتی گل بچین و برو
یه وقت در سایه ای گل منشینی
که عاقبت ات خار است🥀🍃🕊️
دیدگاه ها (۰)

آیی...🍃هرغنچه کی گل گشتپس غنچه نمی شود قربان لب یار گاهی غنچ...

یاران این زمانه همه گلی کاغذی اندبوی نمی دهند و وفای نمی کنن...

دل دنیا را سردی،یخ گرفته بازاو تو بسوز برایشچرا که با سوختن ...

چه گویم چه سازم این است کار شما💁بسوزم بسازم امان از کار شما🤷...

پرسه در جنگل...همان شب...بعد از شام...ات از پشت میز بلند شد ...

خب بچه ها این قراره اولین رمانم باشه امید دارم خوشتان بیاد ب...

چند پارتی از تهیونگ. (وقتی خیلی روت حساس بود) پارت هفتــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط