خیابان خاکستری
خیابان خاکستری
ایستاده کنار تو
دلتنگ، دلگیر...
باردار ثانیههای ابری و بوی سفر
در باد شانه میخورد
شیارهای مواج جادهها
دست تکان میدهی
کنار پیادهروهای مغموم
و چیزی فرو میریزد
درون سیاه چالهی کهکشان قلب من
لیلی تبعید میشود
به غربت چشمان یاد
باد بیداد میکند
میان گیسوان تو و شاخههای لرزان دستانت
و دیدگان دریایی ابرها
لیلی میچینند
از خواب...
ایستاده کنار تو
دلتنگ، دلگیر...
باردار ثانیههای ابری و بوی سفر
در باد شانه میخورد
شیارهای مواج جادهها
دست تکان میدهی
کنار پیادهروهای مغموم
و چیزی فرو میریزد
درون سیاه چالهی کهکشان قلب من
لیلی تبعید میشود
به غربت چشمان یاد
باد بیداد میکند
میان گیسوان تو و شاخههای لرزان دستانت
و دیدگان دریایی ابرها
لیلی میچینند
از خواب...
- ۱۸۶
- ۱۸ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط