لحظۀ حالی که خداوند در آن نخستین انسان را آفرید و لحظۀ حا

لحظۀ حالی که خداوند در آن نخستین انسان را آفرید و لحظۀ حالی که در آن آخرین انسان ناپدید خواهد شد و لحظۀ حالی که من در آن صحبت می کنم همه با خداوند یکی است؛ با خدائی که هم اکنون یکی است. کسی که با نور خدا می زید، از گذشت زمان و از آنچه که پیش روی اوست، آگاهی ندارد بلکه تنها نسبت به یک ابدیت، آگاه است. لذا او نه از آینده چیز نوئی نصیبش می شود و نه از شانس و اقبال؛ چراکه او در {اکنون} زندگی می کند، اکنونِ ابدی که هر لحظه اش سرشار از سرسبزی حیات است...

#مایستر_اکهارت
دیدگاه ها (۴)

عشق و شادمانی از حالت طبیعی اتصال درونی شما با "بودن" جدایی ...

عشق، عشق می آفریند. عشق، زندگی می بخشد.زندگی، رنج به همراه د...

گیرم که باخته ام!اما کسی جرأت ندارد به من دست بزندیا از صفح...

وقتی انسان آموخت ( آن هم نه فقط بر روی کاغذ) که چگونه با رنج...

بسم الله الرحمن الرحیمیادداشت قسمت چهارم :يَوْمَ يُكْشَفُ ع...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :ابتدا باید دقت شود که ...

بسم الله الرحمن الرحیمیادداشت قسمت اول :تأکید امام امّت، حضر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط