هـر دو دست به قـلم بـودیم .

هـر دو دست به قـلم بـودیم .

تـو نقـش میـزدے و من شعـر مے بافـتم

عـشق چـه ڪارآفـریـنے ها ڪه ‌نمے ڪنـد!
دیدگاه ها (۲)

من قلبت را لمس کرده امتو هیچ راه فراری نداریتو را انگشت نگار...

بگذار بگویند مغرور استبگذار بگویند چشم به نگاهِ هیچکس نمی دو...

نگران فردا نباش!از گندمزار من و تو,مشتی کاه می ماند برای باد...

کاش عشقت شده بودم که دلت جایم بودبغل اسم تو در دفترت امضایم ...

‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌چہ داری در نڪަاهٹ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ڪہ مܢܚتم ...

- مرا هدايت ڪن به سو؎ هر آنچه ڪه تـو را راضـي می‌ڪند حتي اگـ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط