ستاره ای که درخششی نداره پارت

ستاره ای که درخششی نداره پارت ۳
مایکی: هعییییی
ات: چی شده
مایکی: از روی خستگیه
ات: مجبور نیستی نقش بازی کنی اگه دوست نداری باهم باشی خب منم حرفی ندارم
مایکی با استرس: نهههه من اصلا منظورم این نبود میدونی که من دوست دارم.
ات: برو سر کار
مایکی: هااااا
ات: الان تو یه ماه کامل هیچ جا نرفتی
مایکی: باشه میرم
ات: صب برو
صب آن روز
از زبان مایکی
همینطور که هاروکو گفته بود رفتم سرکار
کوکو نوی: اوه مانجیرو اومد
مایکی: سلام
کوکونوی: دست نمی دی
مایکی: باشعهعه
که یه لحظه چشام به خواب رفت وقتی بلند شدم رو تخت بودم به گوشیم نگاه کردم سال ۲۰۲۵ بودم یعنی من به آینده برگشته بودم
تلگرام باز کردم و دیدم هاروکو دو دقیقه پیش آنلاین بوده و فهمیدم نمرده به سالن پذیرایی رفتم و با صحنه مواجه شدم کلی ظروف شکستنی رو زمین ریخته بود و همه‌جا جر خورده بود
فهمیدم که با هاروکو دعوا کردم
رفتم که کونوی پیدا کنم چون میدونستم دست دادن با اون قدرتمو تحریک میکنه
مایکی: سلام
کوکونوی:سلام
مایکی: دست نمی دی
کوکونوی: عجیب رفتار می کنی ها
مایکی : دستم خشک شد
کوکونوی: بیا
و لحظه ای به گذشته برگشتم
.....
پایان
......
امید وارم لذت برده باشین
دیدگاه ها (۵)

فقط قیافه تاکه🤣

ورژن دختر من من روش کراش زدم

سناریو از هایتانی هابه عنوان خواهرشونران: سلااااام ما اومدیم...

خب ببینم چی میگین

☆راند اخر☆part 2ات: هیچی نگفنم و بدون صدا رفتم تو اتاقم روی...

part 19مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

نام فیک:عشق مخفیPart: 8ویو ات*چشامو مالوندم*ات. اه بازم مدرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط