سناریو تهیونگ

سناریو تهیونگ

+میترسم بعد اینهمه برنامه ریزی یهو اجازه ندن
داشتی میگفتی که متوجه شدی دارن سمتتون میان پس سعی کردی اروم باشی و شرایطو تحت کنترل بگیری که تهیونگ پیش قدم شد و بعد از احوال پرسی بلافاصله رفت سر اصل مطلب.
-راستش این قرار برای این بود که ازتون اجازه بخوام برای بردن ا/ت به اردویی که از طرف کالجمون داریم
قلبت تند تر از تند میزد و با تمام سلول هات اون اجازه رو میخواستی
پدرت اول جواب داد
×من مشکلی ندارم
با ذوق نصفه نیمت به مادرت خیره شدی که ادامه داد
=آیگو تهیونگ خوشتیپمون معلومه بهت اطمینان داریم
تهیونگ خنده ی خجالتی ای کرد و سرشو پایین انداخت و ادامه داد
-لطف دارین مواظبش هستم
و با خداحافظی کوتاهی برای فعلا تورو با تهیونگ تنها گذاشتن
+تهیونگ شی پس تو یه روی خجالتیم داری
گفتی و با لبخند به چهره جذابش با موهای براق خیره شدی که با حالتی کیوتی لپتو کشید و ادامه داد
-برای اینکه تورو با خودم ببرم
دیدگاه ها (۴)

سناریو تهیونگمجری برنامه ای بودی که بی تی اس به اون برنامه د...

سناریو نامجوننامجون معلمت بود و از اونجایی که جذاب ترین معلم...

Fake love

دینامیت به یاد مایکل جکسون

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁵شب...همه جا تاریک بود و ک...

سایه‌ای پشت لبخند پارت : ۱۰ صبح روز بعد، سوا با حس عجیبی از ...

وقتی یه ام‌وی،دلیل اشناییتون بود...(پایانی)بعد از اون قرار ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط