هی فِلانی؟!

هی فِلانی؟!
تَمام کتاب هایم را ریختم کف اُتاق
دانه دانه ورق زدم
کلنجار رفتم!
در هیچ لغت نامه ای هیچ واژه ای نبود
تا حماقَت دلم را توجیح کند...!!!
دیدگاه ها (۲)

دوس داشتم الان اون جا بودم اون بالا بالای بالا

دلم خییلی تنگ واسه دریا واسه قدم زدن لب دریا

خدای مهربانم! اگرروزی فراموش کردم" خدابزرگی" دارم, توفراموش ...

یک نفر آمد صدایم کرد و رفت با صدایش آشنایم کرد و رفت نوبت او...

شب تولدم پارت44فصل دوم پارت 15ویو کوک: رفتم داخل اتاق و رفتم...

ستاره دنباله دار پارت:۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط