امشب کمی ستاره و یک ماه چیده ام

امشب کمی ستاره و یک ماه چیده ام؛

آری ،تو را به حد جنون خواب دیده ام؛

دستان سرد و بی رمقم باورش نشد،

وقتی به لمس باور دستت رسیده ام؛

گوشم غریب بود به آوای رفتنت،

شاید صدای پای تو را کم شنیده ام؛

من بودم و ستاره و یک کهکشان امید،

گویی به سمت و سوی خدا پر کشیده ام؛

از شوق دیدنت به همین لحظه ی عزیز،

یک بند و یک نفس به وصالت دویده ام؛

یادم نبود، این همه را خواب دیده ام.....
دیدگاه ها (۴)

سال‌هاست قلبم رادر نگاه کسی گرم نکرده‌امعطری از شال و گردنم ...

من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام این چنین هرگز نبودم گویی...

شاید این جمعه بیایدشایدصبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شدلاله ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط