آقای موسوی بجنوردی (پدر همسر سید حسن خمینی) ادعا کرده که
آقای موسوی بجنوردی (پدر همسر سید حسن خمینی) ادعا کرده که برای آزمون خبرگان دعوت نشده است که اخبار دریافتی از غلط بودن این خبر حکایت می کند بلکه او نیز مانند بقیه افراد برای آزمون دعوت شده است اما ظاهرا از آنجا که قصد شرکت ندارد، عدم دعوت به آزمون را بهانه قرار داده است.
اما اگر این ادعا راست باشد باید گفت که حتما مرد 48 ساله ای که آقای موسوی بجنوردی در خاطرات خود از او یاد کرده است در شورای نگهبان حضور یافته و بر علم بی پایان ایشان شهادت داده است و شورای نگهبان نیز به همین دلیل، وی را برای آزمون دعوت نکرده است!!!
اما داستان آن مرد 48 ساله چیست؟ آقای موسوی بجنوردی در تاریخ 29 بهمنماه سال 92، در مصاحبه با یکی از روزنامههای زنجیرهای، برای اولین بار خاطرهای درباره خود نقل می کند که دو شاهد بیشتر ندارد و البته هر دو شاهد آن نیز درحال حاضر در قید حیات نیستند.
وی می گوید: «سال 1356 همراه شهید سیدمصطفی خمینی و مرحوم سیداحمد خمینی از سوریه به لبنان رفته بودیم و در شهر بعلبک در قهوهخانهای نشسته بودیم که مردی حدود 48 ساله آمد و نشست و از حاجآقا مصطفی پرسید، اسم مادرت چیست؟ بعد پشت گردن او را نگاه کرد و گفت: شما آن آرزویی را که دارید، نمیبینید و همین امسال فوت میکنید. بعد رفت سراغ حاج احمدآقا، به او گفت: شما آرزویی را که این آقا داشت، خواهید دید و به مقامات بالایی هم خواهید رسید، بعد آمد سمت من. خیلی ترسیدم، فکر کردم میخواهد بگوید همین امشب فوت میکنی، اما به من گفت: «دریا پایان دارد ولی علم تو پایان ندارد»... گفتم یک پولی به این بدهیم، اما هر چه گشتیم، ایشان را ندیدیم!» بله غیب شد.
جالب اینجاست که آقای بجنوردی، تا زمانی که آقا سید مصطفی و آقا سید احمد خمینی(ره) در قید حیات بودند، هرگز این خاطره را بر زبان نیاورد، اما درست در زمانی که شاهدان وی در قید حیات نیستند، از علم بی پایان خود گفتند. بله دریا پایان دارد، دروغ اما نه ...
پیش از این، توسل به جن و پری تا کمک از عالم غیب در سیاست، اتهامی بود که همواره از زبان مثل همین افراد به دولت قبل زده می شد.
اما اگر این ادعا راست باشد باید گفت که حتما مرد 48 ساله ای که آقای موسوی بجنوردی در خاطرات خود از او یاد کرده است در شورای نگهبان حضور یافته و بر علم بی پایان ایشان شهادت داده است و شورای نگهبان نیز به همین دلیل، وی را برای آزمون دعوت نکرده است!!!
اما داستان آن مرد 48 ساله چیست؟ آقای موسوی بجنوردی در تاریخ 29 بهمنماه سال 92، در مصاحبه با یکی از روزنامههای زنجیرهای، برای اولین بار خاطرهای درباره خود نقل می کند که دو شاهد بیشتر ندارد و البته هر دو شاهد آن نیز درحال حاضر در قید حیات نیستند.
وی می گوید: «سال 1356 همراه شهید سیدمصطفی خمینی و مرحوم سیداحمد خمینی از سوریه به لبنان رفته بودیم و در شهر بعلبک در قهوهخانهای نشسته بودیم که مردی حدود 48 ساله آمد و نشست و از حاجآقا مصطفی پرسید، اسم مادرت چیست؟ بعد پشت گردن او را نگاه کرد و گفت: شما آن آرزویی را که دارید، نمیبینید و همین امسال فوت میکنید. بعد رفت سراغ حاج احمدآقا، به او گفت: شما آرزویی را که این آقا داشت، خواهید دید و به مقامات بالایی هم خواهید رسید، بعد آمد سمت من. خیلی ترسیدم، فکر کردم میخواهد بگوید همین امشب فوت میکنی، اما به من گفت: «دریا پایان دارد ولی علم تو پایان ندارد»... گفتم یک پولی به این بدهیم، اما هر چه گشتیم، ایشان را ندیدیم!» بله غیب شد.
جالب اینجاست که آقای بجنوردی، تا زمانی که آقا سید مصطفی و آقا سید احمد خمینی(ره) در قید حیات بودند، هرگز این خاطره را بر زبان نیاورد، اما درست در زمانی که شاهدان وی در قید حیات نیستند، از علم بی پایان خود گفتند. بله دریا پایان دارد، دروغ اما نه ...
پیش از این، توسل به جن و پری تا کمک از عالم غیب در سیاست، اتهامی بود که همواره از زبان مثل همین افراد به دولت قبل زده می شد.
- ۱.۶k
- ۱۵ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط