پارادوکس بود!

پارادوکس بود!
چشمهایت
خدای یقین
و
و زبانت شعله تردید
ولی من چشمهایت را باور کردم!
دیدگاه ها (۸)

تاوان عشق را دل ماهر چه بود دادچشم انتظار باشدر این ماجرا تو...

بار اندوه را به تنهاییمی توان کشیداما برای شاد بودن به دو نف...

برادران وخواهران کودتادیی ازجانب فتنه گران داخلی وخارجی رقم ...

مهربانی را قسمت کنیم ٬ من یقین دارم به ما هم میرسد/آدمی گر ا...

خیلی سعی کردم باور نکنم ولی خود طرف گذاشته😐🤐

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط