مردی می خواست زنش را طلاق دهد.دوســـتش علت را جویا شد و ا

مردی می خواست زنش را طلاق دهد.دوســـتش علت را جویا شد و او گفت: این زن از روز اول همیشـــه میخواست من را عـــوض کند.مرا وادار کرد سیگار را ترک کنم...لباس بهتر بپــــوشم، قماربازی نکنم، در سهام ســــرمایه گذاری کنم و حتی...مرا عادت داده که به موسیقی کلاسیک گوش کنم و لذت ببرم!دوستــــش گفت: این ها که می گـــــویی که چیز بــــدی نیست!مرد گفت: ولی حالا حس می کنم که دیگر این زن درشـــان من نیست!!!!
دیدگاه ها (۱)

رمان دخت من

#حکایت_قدیمی باغبانی که نمی‌توانست دزدان را بگیردچنین حکایت ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

#نفرتی_عاشقانه𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒ویو مری. داشتم گریه میکردم، اگه جونگکوک ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

خب اون پست احساس کردم بعضیاتون شاید فک کنید برا جلب توجه هست...

رمان تاجی از سوءتفاهم

سلام و احترام 🌹آدم‌های بزرگ قامتشان بلندتر نیست! خانه‌شان بز...

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط