خونه‌ی سه شیطون

خونه‌ی سه شیطون

پارت ۹ — ساعت هشت

ساعت دقیقاً هشت شد.

رها روی مبل نشسته بود و با شک به ساعت نگاه می‌کرد.

ـ خب؟ قرار بود چی بشه؟

آ.ت کنارش نشست.

ـ منم منتظرم.

جونگکوک از آشپزخونه بیرون اومد.

ـ هیچ اتفاقی نیفتاد؟

رها:

ـ خودت گفتی ساعت هشت!

جونگکوک با تعجب به ساعت نگاه کرد.

ـ عجیبه...

هیون از پشت سرش گفت:

ـ شاید دستگاه خراب شده.

جونگکوک:

ـ دستگاه؟!

رها سریع بلند شد.

ـ چه دستگاهی؟

جونگکوک و هیون به هم نگاه کردن.

ـ هیچی.

رها:

ـ آها. باز «هیچی».

آ.ت خندید.

ـ این کلمه توی این خونه خیلی خطرناکه.

همان لحظه صدای بلندی از آشپزخانه آمد.

تق!

همه برگشتند.

رها:

ـ چی بود؟!

جونگکوک:

ـ نمی‌دونم.

صدای دوم آمد.

تق! تق!

رها آرام گفت:

ـ من می‌رم ببینم.

جونگکوک جلویش را گرفت.

ـ نه!

ـ چرا؟

ـ چون...

جونگکوک دنبال بهانه گشت.

ـ چون... ممکنه خطرناک باشه.

رها چشم‌هاش رو ریز کرد.

ـ تو که گفتی نقشه‌ست.

جونگکوک ساکت شد.

آ.ت زد زیر خنده.

ـ لو رفتی.

رها جونگکوک رو کنار زد و وارد آشپزخونه شد.

چند ثانیه بعد با تعجب برگشت.

ـ این دیگه چیه؟!

جونگکوک با غرور گفت:

ـ مرحله‌ی دوم.

روی میز آشپزخانه یک دستگاه کوچک قرار داشت که هر چند ثانیه یک‌بار صدای عجیب پخش می‌کرد.

رها:

ـ فقط صدا درمیاره؟

ـ آره.

ـ این قرار بود ما رو بترسونه؟

جونگکوک:

ـ خب... تو باید اول می‌ترسیدی.

رها دست به سینه شد.

ـ من؟ از این؟

آ.ت کنار دستگاه رفت.

ـ فکر کنم بهتره خاموشش کنیم.

هیون جلو اومد.

ـ صبر کن! هنوز تموم نشده.

ناگهان دستگاه شروع کرد به پخش صدای ضبط‌شده‌ی رها:

ـ «جونگکوک، پاشو ظرف‌ها رو بشور!»

بعد صدای دیگری پخش شد:

ـ «جونگکوک، کنترل رو بده!»

و بعد صدای خودش:

ـ «جونگکوک، چیپس منو خوردی؟!»

رها از خنده منفجر شد.

آ.ت هم خندید.

جونگکوک با افتخار گفت:

ـ این صداها رو دیشب ضبط کردم!

رها:

ـ تو واقعاً بیکار بودی؟

ـ خیلی.

هیون گفت:

ـ حداقل اعتراف کرد.

رها دستگاه رو برداشت.

ـ خب حالا نوبت منه.

جونگکوک:

ـ چرا؟

رها لبخند زد.

ـ چون تو مرحله‌ی دوم رو انجام دادی...

آ.ت کنار رها ایستاد.

ـ و ما هنوز مرحله‌ی اول نقشه‌ی خودمون رو اجرا نکردیم.

جونگکوک خشکش زد.

ـ صبر کن...

رها:

ـ آره.

جونگکوک:

ـ شما هم نقشه داشتین؟!

رها لبخند زد.

ـ از دیشب.

و این تازه شروع دردسر واقعی بود.
دیدگاه ها (۰)

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۰ — نقشه‌ی دوتاییجونگکوک با شک به رها و...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۸ — صبحِ عملیاتصبح روز بعد، ساعت هفت صبح...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۷ — شریک جرمجونگکوک در رو باز کرد.ـ بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط